ناگفته هاي گفتي يا نديدهاي ديدني
سلام و بازهم آمدم
ناگفته هاي گفتي يا نديدهاي ديدني ميدانيد چيست ؟
اين سوالي هست كه مدتيه براي من پيش آمده و هرچه در موردش فكر ميكنم به ذهن نگفتني گفته شده اي پيدا نمي شود مگر ميشود كسي چيزي را نگفته باشد ولي ديگران از آن خبر داشته باشند و بگويند كه تو گفته اي ،
آري جاي فكرهست يادم آمد يك روز حرفي را كه هرگز نزده بودم يكي از دوستانم از سر اتفاق زد و بهش گفتم اين حرف من بود كه قصدزدن آن را داشتم و دوستم گفت كه تو به من گفته اي ، با تعجب نگاهي به او كردم و گفتم كي دوستم گفت ديشب خاب بودم و در خاب همين صحنه اي را كه امروز هستيم ديدم و اين حرف را تو زدي وگفتم كه پيش دستي كرده باشم وآن را زودتر ازتو بزنم ، آري اين خودش يك آينده بيني هست ،
براي خودم هم بعضي مواقع اين چيزهاي پيش مي آيد و در خاب چيزهاي را ميبينم ولي از تاريخ و زمان وقوع آن خبر ندارم اگر آن خاب از نوع خطر ناك باشد تاحد ممكن احتياط مي كنم تا خطر رفع شود و اگر هم خوب كه منتظر روي دادنش مي شوم از نظر من اين چيزها ناگفته هاي گفتني هست يا ديدهاي نديدني آري پس براي اين مطلب 2 گزينه ميگزارم.
گزينه 1 : بعضي مواقع خابهاي ديگران هشدار آگاهانه است
براي نجات ما از هرگونه خطر و مشكلات.
گزينه 2 : خاب
هم مي تواند يك پيشگويي بدون تاريخ و زمان باشد كه نياز به تعبير داره مانند فيلم حضرت يوسف كه چندي پيش ديدين كه قدرت تعبير كارهركس نيست و هرگونه خابي هم نياز به تعبير ندارد.
نتيجه 1.2 : در زندگي براي ما مشكلاتي پيش مي آيد كه
خداوند و خالق هستي قدرتي را براي ما به خلق كرده اند تا راهي براي حل آن بيابيم مانند : پيش بيني در مورد زندگي ديگران ، اتفاقات در آب هوا و غيرها...
جمع بندي : در زندگي هر چير مي تواند راهي براي بهتر شدن باشد حتي خاب و تعبير آن پس براي بهتر شده ،
بهتر بينديش.

